بسم الله الرحمن الرحیم
مادر برای اینکه بچه ی یک ساله اش را به بلند شدن و راه رفتن تشویق کند ، در ابتدا یک شیء رنگی و جذاب در حد و اندازه ی فهم کودکش در فاصله ی بین خود و بچه قرار می دهد . جذبه ی این شیء رنگی و براق بچه را
تشویق می کند تا از جایش بلند شود و به سوی او گام بردارد . تمام هدف مادر این است که به بچه اش راه رفتن بیاموزد تا به سوی مادر حرکت کند و به مادر برسد ، مادر او را بغل کند و نوازش کند و به او شیر دهد . حال اگر
بچه تمام توجه اش به آن شئ رنگی باشد و از آغوش مادر و شیر مادر غافل شود و بخواهد در تمام ساعات به آن شئ مشغول باشد و مادر را نبیند و صدایش را نشنود ، طبیعی است که از آغوش گرم مادر و محبت حقیقی مادر
محروم می ماند و آن شئ هم نه می تواند او را تغذیه کند و رشد دهد و نه ...و...بعد از مدتی که با آن بازی کرد و خسته و گرسنه شد ، خود بخود صدایش به گریه بلند می شود و به دنبال مادر می گردد.
خداوند مهربان می خواهد انسان را به عشق حقیقی برساند تا به واسطه ی این عشق بتواند به آرامش وجودش دست پیدا کند. در وهله ی اول چون انسان بینا نیست و جهل دارد و قدم هایش سست و طلبش پائین است و بینش و ادراک بالا را
ندارد ؛ برای به حرکت در آوردن او یک عشق مصنوعی و مجازی را به او نشان می دهد و به اندازه ی فهم و درکش ، جاذبه را در یک مجاز قرار می دهد ؛ تا به واسطه ی جذبه ای که آن مجاز در دل او ایجاد می کند ، طلب خواستن و بلند شدن در او ایجاد شود تا او حرکت کند و به دنبال معشوق واقعی بگردد ؛ چون
در پشت این مجاز ، حقیقتی نهفته و معشوقی حقیقی است که در انتظار اوست . حال اگر این عاشق که به سوی عشق مجازی در حرکت است ؛ نداند که در پشت این مجاز ، حقیقتی است که برای رسیدن
به آن باید از این مجاز عبور کند و همچنان در این مجاز بماند ، هرگز نمی تواند به عشق حقیقی دست پیدا کند و تا زمان مرگ چشمش همچنان به حقایق کور می ماند و وقتی هم که چشم باز کرد و به دنیای دیگر منتقل شد ،
تازه می فهمد که تمام انرژی هایش را در راه یک معشوق مجازی ریخته و سرمایه هایش را در خیالات واهی از دست داده ؛ آن وقت است که صدایش به گریه بلند می شود و ناله ی واحسرتا دارد که .... ...... دیگر چه سود؟
!
برچسبها:


















